مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 85
معنی لغوی فرهنگ : فرهنگ، مركب از 2 كلمه فر به عنوان پيشوند و هنگ به معني كشيد.ن است در زبان لاتين اين كلمه با كلمات ادوكا () و ادور () كه به معني كشيدن و تعليم و تربيت است مطابقت ميكند. در زبان فارسي، فرهنگ داراي معاني مختلفي همچون ادب، تربيت، دانش، مجموعه آداب و رسوم، مجموعه علوم و معارف و هنرهاي يك قوم است. چنانچه پيش از اين بيان شد، اجماعي بر سر ارائه تعريفي واحد در مورد فرهنگ صورت نگرفته است و ارائه بيش از 400 تعريف درباره اين واژه خود گواهي بر اين مدعاست. با وجود اين ما در اينجا به برخي از اين تعاريف كه نسبت به تعاريف ديگر دقيقتر به نظر ميرسند، اشاره ميكنيم.1- برخي فرهنگ را به عنوان مجموعه ارزشهاي مادي و معنوي جامعه بشري تعريف كردهاند كه در جريان فعاليت اجتماعي تاريخي به وجود آمده است. از سوي ديگر گستره فرهنگ شامل فعاليت خلاق آدميان در خلق و انتقال اين است.2- برخي فرهنگ را داراي 2 جنبه عيني و ذهني دانستهاند. به عبارت ديگر از نگاه آنان، مجموعه عناصر عيني و ذهني كه در نهادهاي اجتماعي جريان يافته و از نسلي به نسل ديگر انتقال مييابد، ميراث فرهنگي ( ) يا همان فرهنگ () ناميده ميشود.3- در نگاه برخي متفكران، دايره تعريف فرهنگ بسيار گسترده است و شامل هنرها، صنايع و حتي تكنيكها نيز ميشود. چنان كه تايلر فرهنگ را چنين تعريف ميكند: «مجموعه پيچيدهاي است كه شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنايع، تكنيكها، اخلاق، قوانين، سنن و بالاخره تمام عادات، رفتار و ضوابطي است كه انسان به عنوان عضو يك جامعه آن را از جامعه خود فرا ميگيرد.» اين تعريف تشابه بسياري با تعريف كلاين برگ، روانشناس اجتماعي معروف دارد كه فرهنگ را مجموعهاي از تواناييها و عادتها ميداند كه آدمي به عنوان يك عضو جامعه آن را كسب ميكند. 4
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()