مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 55
مقدمه دو عامل اساسي در اعمال مديريت «انسان»و «نظام عملياتي سازمان ها» مي باشند. از آنجا كه نظام هاي عملياتي توسط انسانها به اجرا در مي آيند.بنابراين مي توان ادعا نمود كه مهمترين سرمايه سازمانها- نيروي انساني شاغل در آنها است.در سال هاي اخير، سازمان هاي پيشرفته و موفق بخش عظيمي از زمان و سرمايه خود را به نيروي انساني اختصاص داده اند تا آن را براي افزايش بهره وري و كارايي سازمان به كار گيرند. پيش نياز اين امر نيز شناخت منابع انساني نه تنها ازنظر كميت بلكه همچنين از نظر كيفيت ونوع نگرش آن نسبت به شغلش در سازمان مي باشد. نگرش فرد نسبت به شغل خود برآورده ساختن نيازهاي شغلي وي مطابق با توانايي ها و تمايلاتش را در بر مي گيرد و رابطه مستقيمي با رضايت شغلي وي دارد به طوري كه گاهي اين دو را به جاي يكديگر استفاده مي كنند هر چه هدف هاي سازمان به خواسته ها و آرمان هاي كاركنان نزديك تر باشد و مديريت بتواند نگرش مثبت شغلي در افراد ايجاد كند و به عبارتي شرايط مناسبي را در راستاي رضايت شغلي آن فراهم آورد. سريع تر و بهتر به نتايج مثبت و آرماني خود دست مي يابد. رضايت شغلي به گفته بسياري از كارشناسان، يكي از چالش برانگيزترين مفاهيم سازماني و پايه بسياري از سياست ها و خط مشي هاي مديريت براي افزايش منابع و مصارف (بهره وري و كارايي) سازمان مي باشد و در اجراي برنامه هاي خدمات رساني و يابهره وري تحت تأثير مستقيم نيروي انساني خود قرار دارند، داراي اهميت است. پرسش هاي اساسي 1- كاركنان بانك ملي تا چه ميزان ازامكانات مادي – رفاهي و بهداشتي محل كار خود رضايت دارند؟ 2- كاركنان بانك ملي تا چه ميزان از امكانات آموزشي، ارتقاي علمي و زمينه هاي لازم براي ابراز ابتكار و خلاقيت خود رضايت دارند؟ 3- كاركنان بانك ملي تا چه ميزان خط مشي ها و سياست هاي