مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 4
زمان٬ رودي در جريان قبل از انيشتين٬ زمان ساختاري مستقل از فضا داشت و ارتباط تبديلي دو چهاچوب لخت نيز توسط تبديلات ساده گاليله قابل بيان بود. يک محور دو طرفه نامتناهي که از يک طرف سر در گذشته و از طرف ديگر سر در آينده داشت. بسيار ساده٬ همانطوري که بايد مي بود.... همبافته فضا-زمان در سال ۱۹۰۵ براي اينکه تناقض آزمايش مايکلسون-مورلي حل شود٬ تبديلات خطي گاليله جاي خود را به تبديلات غير خطي لورنتس داد و پذيرفته شد که سرعت نور٬ سرعت حداکثر است. حالا ديگر زمان مستقل از فضا نيست. در سال ۱۹۰۸ مينکوفسکي٬ استاد رياضي انيشتين٬ مفهوم وابستگي زمان به فضا و شرط حرکت را اينگونه بيان کرد که همبافته فضا-زمان يک فضاي چهار بعدي است. پس زمان بعد چهارم فضا-زمان است..... در سال ۱۹۱۵ انيشتين معادلات تبديلي چهارچوبهاي غير لخت را با فرض اصل هم ارزي٬ تساوي جرم جبري(Inertial Mass)وجرم جذبي(Gravitational Mass)٬ و اينکه منشا گرانش نوع هندسه نااقليدسي فضا-زمان است٬ ارايه کرد. نسبيت و کوانتوم اصل عدم قطعيت هايزنبرگ بيان مي کند که موقعيت و سرعت يک ذره را نمي توان با هر دقتي اندازه گرفت. بلکه دقت در اندازه گيري يکي موجب عدم دقت در اندازه گيري ديگري مي شود. و در اينجا مفهوم زمان است که غير مستقيم به چالش کشيده مي شود. زمان و ابعاد بالاتر جهان ۱۰(يا ۱۱) بعدي. چهار بعد آن را حس ميکنيم ولي ۶(يا ۷) بعد ديگر را نه. چون آنها در آغاز خلقت در هم پيچيده شده اند. اين چيزي است که از تئوري ريسمانها (String Theory) بيرون آمده است. ديدگاهي نو از زمان در سال ۲۰۰۳ ٬ يعني دو سال قبل از يکصدمين سال ارايه شدن مقاله جهاني انيشتين و درست زماني که دنياي فيزيک انتظار يک انيشتين ديگر را داشت
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()