مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 39
Samuel Taylor coleridige : (1772-1834) درباب خلاقيت و واژه پردازي در شعر: متن زير بخش هاي چهارده و پانزده (Biograehia literania) كالريج را تشكيل مي دهد كه در سال 1817 چاپ شد. اين بخش ها در مقايسه با قسمت هاي ديگري كه مي شد انتخاب كرد ثانيا نسبتا كامل تري از قدرت كالريج به عنوان يك منتقد بر خواننده مي گذارد. حقيقت اين است كه كالريج در مقام فخيم و شعر والا مرتبه كاملا گم شده است . او بر آن است كه خود را در نثر بشناساند. ما اينگونه احساس مي كنيم كه خود منتقد بلند مرتبه تر از هر نقدي است كه بر او مي شود چه در نوشته هايش و چه در سخنراني هايش . بخش برگزيده شده حاضر شايد تلقي شود كه در مقايسه با آن چيزي كه براي خود كالريج رايج و آشناست تلاش ناكافي و كم است ما آرمان شعري او را بيان كند و آن را با ارجاع به شعر خودش و يا شعر ورد زوشا و شكسپير توضيح دهد. آنچه كه در مورد شكسپير مي گويد به بهترين سفو ممكن است . او خود را ارزيابي برد و با يك چشم مضمون را كه كاملا در حضور قدرت اوست را مي نويسد. در قسمت هاي اول اين بخش و در واقع غير مستقيما در تمام قسمتها او مقدمه مشهور و رزوشارا در ذهن خود دارد. مقدمه اي كه در تمام شعرهاي كامل ويرايش شده و در نوشته هاي متوازن و ردزورشا يافت مي شود. اين نوشته ها را دكتر گروسارت ويرايش كرده است . اولين سالي كه ؟آقاي ورد زورشاه من باهم هايه بوديم ، بحث هاي ما غالبا در مورزد دو نكته مهم در شعر بود قدرت بر انگيختن حس همدردي خواننده با تبعيت صادقانه از حقيقت طبيعت و قدرت ايجاد علاقه به بداعت با توصيف رنگ هاي خيالي . اين افسون نا بهنگام كه اتفاقات نور و سايه نور مهتاب و غروب آفتاب منظره آشنا و شناخته شده را پراكنده
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()