مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 17
« روزگار طهماسب يا استقرار دولت صفوي » جانشيني طهماسب اگر دوران شاه اسماعيل را روزگـار تأسيس دولت صفوي بدانيم ، بايد دوران طولاني شاه طهماسـب ( 930 – 984 ) را دوران تثبيت و استقرار اين دولت عنـوان كنيـم . شـاه طهمـاسـب ، در حالي كه تنـها ده سـال و نيـم داشــت ، بر تخـت سلطنـت صفوي نشسـت . اين نشـان مي دهـد كه تـاج و تخت صفوي ، در اين زمان ، با حمايت اميران قزلباش ، سخت استوار بوده است ؛ به طوري كه جانشيني يك كودك ده ساله ، مشكل مهمي براي اين دولت ايجاد نكرده است . روشن بود كه طهماسب ده ساله ، قدرت ادارة كشور را ندارد . اين كار در درست وكيل شاه قرار گرفت كه اين زمان ديو سلطان روملو بود كه البته رقيباني هم داشت كه در رأس آنها كپك سلطان استاجلو بود . ديو سلطان كار را به وي واگذار كرد ، اما چندي بعد ، ساير امراي شهرها را بر ضد وي بسيج كرده و تبريز روانه كرد . عاقبت ديو سلطان بر اوضاع غلبه كرد و همة مخالفان خود را از مركز پراكنده نمود . اين مسأله در نهايت به نبرد ميان دولت با امراي طايفة استاجلو در سال 932 شد كه طي دو مرحله طايفة استاجلو شكست خورد و ديو سلطنت غلبه كرد . كپك سلطان استا جلو كه به ايران گريخته بود تا مدتي بعد نيز در انديشة مقابله با ديو سلطان بود به همين جهت سپاهي فراهم كرده و به سوي اردبيل حركت كرده پس از شكست دادند سپاه مدافع شهر آن را تصرف كرد و ( احرام حضرت سلطان اوليا شيخ صفي الدين اسحاق بسته به ادب تمام و غايت احترام شرط زيارت به جاي آوردند ) و از آنجا به سوي تبريز تاخت . سپاه تبريز نيز آماده شده و نبرد شديدي ميان آنان رخ داد . به رغم آن كه « دلاوران استاجلو چنان جنگي كردند كه داستان رستم و اسفنديار را جهانيان فراموش كردند » شكست را پذيرا شده و كپك سلطان و شماري ديگر از رهبران استاجلوكشته شدند . اين نخستين نزاع جدي
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()