مرجع فایل - قابل ویرایش )
تعداد صفحه : 18
اصل توازي پروكلوس1 : پروكلوس (410تا485 بعد از ميلاد)، اطلاعات ما در زمينه هندسه يونان است، از اصل توازي بدين گونه انتقاد كرده است : ‹‹اين را بايد حتي از شمار اصول موضوعه بيرون آورد. زيرا اين قضيه اي است كه دشواريهاي زيادي در بردارد. و بطلميوس در كتابي به گشودن آنها همت گمارده است... اين حكم كه ، چون (دوخط) را هر چه بيشتر امتداد دهيم بيش از بيش بهم نزديك مي شوند و سرانجام همديگر را مي برند، پذيرفتني است ولي نه هميشه ‹‹پروكلوس يك هذلولي را مثال مي زند كه آن اندازه كه بتوان تصور كرد به مجانبهايش نزديك مي شود بي آنكه هرگز آنها را ببرد. اين مثال نشان مي دهد كه لااقل ممكن است تصوري مخالف نتيجه گيريهاي اقليدس هم داشت. پروكلوس مي گويد: ‹‹پس روشن است كه بايد براي اين قضية كنوني برهاني بيابيم و اين، مخالف ماهيت خاص اصول موضوعه است.›› شكل 1 تا آنجا كه مي دانيم نخستين تلاشي كه براي اثبات به عمل آمده از آن بطلميوس بوده است. او ، بي آنكه خود متوجه باشد، اصل توازي هيلبرت را پذيرفته است. پروكلوس سعي كرده است اصل توازي را چنين ثابت كند: دو خط موازي m,l داده شده اند. فرض كنيم خط n خط m را در نقطة p مي برد. مي خواهيم نشان دهيم كه n خط l را هم مي برد. فرض مي كنيم Q پاي عمودي باشد كه از p بر l وارد شده است. اگر n بر PQ منطبق باشد، پس l را در Q بريده است و الا نيمخطي مانند PY از n بين PQ و نيمخطي مانند PXاز m قرار دارد . فرض كنيد كه X پاي عمود مرسوم از Y بر m است. شكل 2 حال ، وقتي نقطه Y بر خط n از نقطه P بينهايت دور شود، پاره خط XY
قسمتی از محتوی متن پروژه میباشد که به صورت نمونه ، بعد از پرداخت آنلاین در فروشگاه فایل آنی فایل را دانلود نمایید .
« پرداخت آنلاین و دانلود در قسمت پایین »
![]()